تبليغاتX
پلی بین من و شما
وبلاگ شخصی دکتر عبدالرحمن دیه جی

 

او ترکمنتر از خیلی از ترکمنها بود!

 

نادر ابراهیمی

 

سال 1377 بود، اولین سال انتشار هفته نامه صحرا. دفتر صحرا را پس از چند شماره ای که در گنبد منتشر کرده بودم به تهران منتقل کردم تا هم بتوانم به شغل تازه ام در دانشگاه سوره بپردازم و هم به انتشار نشریه.

آن سال یکی از دوستان دانشجو (که الان اسمش یادم نیست) مصاحبه ای با نادر ابراهیمی، نویسنده رمان «آتش بدون دود» کرده برای برای چاپ در صحرا آورده بود و ما چاپش کرده بودیم.  چاپ این مصاحبه بهانه ای بود برا ی دیدار با آن استاد بزرگوار. اول  شماره تلفن انتشاراتی ای که ابراهیمی با آنجا همکاری داشت، گرفتم و صحبتی تلفنی با وی  داشتم. خودم را به عنوان مدیر مسئول هفته نامه صحرا معرفی کردم و گفتم که علاقمندم ایشان را از نزدیک ببینم. او دعوتم کرد که بیایم خانه اش.

ادامه دارد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 2:58  توسط ع. دیه جی  | 

 

یک سوال و یک جواب (2)

در دیوان مختومقلی کلمات عربی و فارسی زیاد استعمال شده است .حال نمیدانم این مشکل از خود مختومقلی بوده است و در آن زمان بین ترکمنها کلمات عربی زیاد استفاده میشده یا اینکه بعدها ناشران این مشکل را پدیدآورده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 23:45  توسط ع. دیه جی  | 

 

 

ناس انداختن برای ترکمنستانیها ممنوع!

 

حاکمان ترکمنستان گاه و گدار فرمانهای عجیب و غریبی صادر می کنند و دست به اعمال حیرت انگیزی می زنند که رسانه های دنیا  با تعجب آنها را منعکس می کنند. ترکمنباشی مرحوم در راس حاکمان اخبار خارق العاده ساز بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 2:38  توسط ع. دیه جی  | 

 

دیدار در سمینار زبان و ادبیات ترکمنهای عراق (قسمت پایانی)

 

 خانم «منور ملا محسون» مثل سایرین از من در مورد ترکمنهای ایران و جمعیت و محل سکونت آنها پرسید که جوابش را دادم. من هم سوالهایی که از دیگران نپرسیده بودم از او پرسیدم که اطلاعات تازه ای کسب کنم. مهمترین آنها در مورد تدریس زبان ترکمنی در میان ترکمنهای عراق بود. ملامحسون جواب داد:

در شهرهای مختلف ترکمن نشین، مدارس ترک ایجاد شده که بچه های ما می توانند در آنجا زبان ترکی بیاموزند.

 

من و منور خانم

                                          

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 1:46  توسط ع. دیه جی  | 

 

فراغی، پراغی، پاراغی؟!

 

اخیرا در برخی سایتهای  ترکمن صحرا شاهد نگارش متفاوت نام مختومقلی فراغی بودم. این تفاوتها آنچنان زیاد بود که حقیر را بر آن داشت که در این مورد بحثی به میان آورم با این امید که بتواند در جهت وحدت این چندگونه نگاری برخی را به اندیشه وادارد.

مسلما همه می پذیرند که برای نوشتن مقاله، باید بیندیشیم که به کدام زبان می نویسیم و مخاطب ما کیست؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 1:25  توسط ع. دیه جی  | 

شنیدیم که خواهر زاده دانشجو و جوان  دکتر حانگلدی اونق بنام:

مختومقلی اونق

بر اثر حادثه ای غیر منتظره و دلخراش فوت کرده است. بدین وسیله به  دوست هنرمندگرامی دکتر حانگلدی

اونق و خانواده و خاندان گرامیشان تسلیت گفته برای آن مرحوم مغفرت الهی و برای بازماندگان صبر جزیل آرزومندیم

دکتر عبدالرحمن دیه جی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 2:33  توسط ع. دیه جی  | 

 

شعری از دوره نوجوانیم

 

در دوره نوجوانیم شعری نوشته بودم با نام قالی. نمی دانم 15یا 16 سالم بود. آن موقعها غیر از این شعر خیلی از شعرها و داستانهای دیگرم نیز  در مجله « آیش» متعلق به کانون پرورش فکری کودک و نوجوان و کیهان بچه ها و « بچه های مسجد» متعلق به حوزه هنری نیز چاپ شد.

من آن موقعها شعر ترکمنی را هم تازه شروع کرده بودم و در مراسم و محافل اشعارم را می خواندم. اهل ادب ترکمن می گفتند که اشعار فارسیت قویتر از شعرهای ترکمنی ات است. خب طبیعی بود، چون من نوشتن به  زبان ترکمنی را تازه آغاز کرده بودم اما زبان نوشتاری فارسی را از اولین سالهای مدرسه آموخته بودم.  یک سری هم انتقاد می کردند که چرا شعر فارسی می نویسی، تو ترکمن هستی و باید تنها به ترکمنی بنویسی.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 1:14  توسط ع. دیه جی  | 

 

یک سوال یک جواب 1

 

نظری از یک دوست:

دکتر دوجی شما باعث تاثیر فرهنگی مثبتی بر جوانان ترکمن شدید. شما الحق پلی بین مردم ترکمن شدید. از جمله پلی استوار بین ترکمنهای تربیت جام و ترکمنصحرا شدید . اما همین امر را نتوانستید در مورد ترکمنهای بجنورد بکنید .

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 23:50  توسط ع. دیه جی  | 

شاعر صحرا غرق در مصیبت شده است

عیدمحمد اونق شاعر برجسته ترکمن که چهل روز  پیش فرزند جوانش  دانگ آتار را طی تصادفی از دست داده بود، این بار همسر گرامیش را که از مدتها در بستر بیماری خوابیده بود از دست داده است. دو مصیب پی در پی چون کوهی سنگین بر شانه های سترگ شاعر ترکمن افتاده است. خداوند بر وی نیروی استقامت و صبر عنایت فرماید. از تمام ادب دوستان ترکمن صحرا تقاضا داریم که شاعر صحرا را در این روزهای دلشکستی همراهی کنند تا شاید تسلی خاطری شود در برابر  ضربه روحی شدیدی که بر این استاد بزرگوار وارد آمده است. خداوند رفتگان ایشان را بیامرزد و تسلی دهد بازماندگان را.

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 1:14  توسط ع. دیه جی  | 

 

                شعر ماغتیمغولینگ مزاری نینگ باشیندا

     با تصویر سازی جلال پادبانی در یاهو

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 0:42  توسط ع. دیه جی  |