(قسمت پایانی)
لحظه ای بعد مرادآقا هم به دنبال او راه افتاد، تا مانع دعوای بچه ها شود. قلیچ داد زد: آهای تایماز تو که گفته بودی قره گوز فرار کرده و رفته ، پس چرا اینجاست؟
تایماز گفت: خودش برگشته نمی دانم از کجا آمده.
مراد آقا گفت: خدایا باز هم دردسر شروع شد.
گوزل گفت: حالا چه خاکی بر سرمان بریزیم.