تبليغاتX
پلی بین من و شما - داستان: قره گوز مال من است (قسمت پایانی)
وبلاگ شخصی دکتر عبدالرحمن دیه جی

قره گوز مال من است

(قسمت پایانی)

لحظه ای بعد مرادآقا هم به دنبال او راه افتاد، تا مانع دعوای بچه ها شود. قلیچ داد زد: آهای تایماز تو که گفته بودی قره گوز فرار کرده و رفته ، پس چرا اینجاست؟

تایماز گفت: خودش برگشته نمی دانم از کجا آمده.

مراد آقا گفت: خدایا باز هم دردسر شروع شد.

گوزل گفت: حالا چه خاکی بر سرمان بریزیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 2:19  توسط ع. دیه جی  |