(متن کامل )

قاسم نوربادف
ترجمه: ع. دیه جی
و عینک را در دست مادربزرگم گذاشت. بعد از اینکه توی خانه رفتیم، پدربزرگم روبه من کرد و گفت: «خود ما باعث شدیم که این توفان ها بلند شود. هیچ سازاقی توی خاک نگذاشتیم. چرکزهای خاک را کندیم. قاندیم ها را از میان بردیم.حتی هندوانه های نارس را هم چیدیم. ریشه اش را هم کندیم. آن وقت انتظار داری که توفان بلند نشود؟! من الان هفتاد سال است که در قره تپه زندگی می کنم. فدبمها این طور نبود. ایل ما زمانی به عنوان یک محل خوب و زیبا برای زندگی به اینجا کوچ کرد. آن وقتها اگر توفان بلند می شد حیرت می کردیم. این توفان ها بعدا بوجود آمدند. آدمها به این بسنده نکردند. آدمها به این بسنده نکردند که سازاق ها را به اندازه احتیاجشان ببرند. هر کس دور سازاق ها را به اندازه یک خانه، سیم می گرفت و با تراکتور کشید و سازاق ها را با ریشه اش از خاک بیرون کشید. آنها بارها با ماشین بوته ها را کشیدند و بردند و به این صورت خاک را لخت و برهنه گذاشتند.